گوشـــه ای با خیالت آرامم.... همین برایم کافیست!

من عادت کرده ام به حرف مردم !


به این که به من بگویند "بی خیال" !


به این که به خنده های بلندم، لبخند بزنند و با حسرت بگویند :


" غم نداری ؛ نه ؟ "


به اینکه از دست شیطنت هایم کلافه شوند و حتی زیر لب فحشی بدهند !!


به این که مرا " سنگدل " بخوانند


و بگویند " دل نداری مگر ؟ "
اما هیچ کدام از این مردم در خلوتم نیستند 


که ببینند این دل سنگی چگونه بی تابی می کند !


بهانه می گیرد و دمار از روزگارم درمی آورد ..


مجبورم هرشب دستش را بگیرم و با او قدم بزنم !


برایش شعر بخوانم تا حواسش را پرت کنم !


به او وعده های محال بدهم تا خوابش ببرد !


کسی نیست ببیند ، برای آرام کردنش


گاهی " من " کافی نیستم


موسیقی کافی نیست


شعر کافی نیست ...


کسی باید می بود ...


دستی به سر احساسم می کشید


تا بزرگ شود !


کسی باید ...

 

برای دلم " پـدر " می شد این روزها !!

 

+ تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت 10:32 نويسنده omid |
من دلم می خواهد


ساعتی غرق درونم باشم!!

عاری از عاطفه ها


تهی از موج و سراب


دورتر از رفقا…


خالی از هرچه فراق!!

من نه عاشق هستم ؛


و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من



من دلم تنگ خودم گشته و بس…!

+ تاريخ پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت 18:36 نويسنده omid |

گـرســنه ام گـذاشتی کـه حـریصـم کنی
امـا نـدانســتـی . . .
یـک عاشــق بـی طـاقت کـه می شود
بــه هـــر آغــــوشـــی چــنـگ می زنــد . . .


بــد کـردی محــبـوبم . . .


بــــــــــد . . .

 

 

 

+ تاريخ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393ساعت 22:14 نويسنده omid |
دنیا هرزه است !

تو را کنار کسی می خواباند که دوستش نداری !

بوسه های اتفاقی را با خاطره ها میدهی

و همیشه ی خدا چشم هایت بسته است !

این آخر مصیبت نیست

قلب:قلب کوچک ساکتت...

همین قلب لعنتیت

ارضا نمیشود هرگز !

+ تاريخ چهارشنبه چهارم تیر 1393ساعت 21:27 نويسنده omid |

 کاش از خاطرم حذف می شدی

کاش می شد فراموشت کرد

بسان همه!

همه ای که فراموشت کردند

برایت جایگزین آوردند!

شاید اینگونه سرگشتگی هایم تقلیل می یافت

و دردهایم التیام

پیشتر ها گمان می کردم

تو همه را محروم کرده ای از بودنت

غیر از من

اما این روزها گمان می کنم

بازیم داده ای!!

گمان میکنم این غیر بودن

برایم دردها ساخت

راستش را بگویم

هیچ گاه آرامم نکردی!

خویشتن خویش را فریفتم

حتی به خوابم هم نیامدی!

و من دیوانه وار پرستیدمت

تو را..

روحت را...

سنگت را ........!

دلگیر نشو

این روزها

به دنبال کسی هستم!

که تمامی سرگشتگی ها را

نبودن ها را

دردها را

گردنش بیندازم

دلگیر نشو

باور کن

غیر از تو

کسی نیست ! که دردهایم را سرش فریاد بزنم !

و هیچ نگوید !!

 

 

+ تاريخ چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 11:29 نويسنده omid |

Ðe$igNÊR: M0zHgAN